در سالهای اخیر، اینترنت در ایران از یک ابزار تسهیلگر فعالیتهای اقتصادی به عاملی تعیینکننده در رکود، کندی و فرسایش فضای کاری تبدیل شده است. در حالی که در اغلب کشورهای جهان، اینترنت ستون فقرات اقتصاد دیجیتال، تجارت بینالمللی و مدیریت سازمانی به شمار میرود، در ایران ناپایداری، محدودیت و بیثباتی دسترسی، عملاً بخش قابل توجهی از توان کاری و بیزینسی کشور را از کار انداخته است. این وضعیت بهویژه برای هلدینگها، که وابسته به هماهنگی گسترده، ارتباطات مداوم و تصمیمگیری سریع هستند، تبعات عمیقتری به همراه داشته است.
هلدینگها بهعنوان ساختارهای چندلایه اقتصادی، نیازمند جریان دائمی اطلاعات میان شرکتهای زیرمجموعه، مدیران ارشد، تأمینکنندگان و بازار هستند. اختلال مداوم در اینترنت باعث شده بسیاری از فرآیندهای مدیریتی که در دنیا بهصورت دیجیتال، برخط و لحظهای انجام میشود، در ایران با تأخیر، توقف یا حتی بازگشت به روشهای سنتی مواجه شود. این موضوع نهتنها سرعت تصمیمگیری را کاهش داده، بلکه هزینههای پنهان زیادی را به کسبوکارها تحمیل کرده است؛ هزینههایی که در گزارشهای مالی بهراحتی دیده نمیشوند اما مستقیماً بهرهوری را هدف قرار میدهند. در دنیای کاری امروز، ارتباطات آنلاین دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه یک ضرورت بدیهی است. با این حال، در فضای اقتصادی ایران، قطعیهای مکرر، افت شدید کیفیت اینترنت و فیلترینگ گسترده، عملاً ارتباط پایدار میان بخشهای مختلف یک سازمان را مختل کرده است. بسیاری از جلسات کاری، قراردادهای بینالمللی، مذاکرات تجاری و حتی ارتباط با مشتریان خارجی، به دلیل مشکلات اینترنتی یا به تعویق افتاده یا بهکلی از دستور کار خارج شدهاند. نتیجهی این روند، کاهش اعتماد شرکای خارجی و محدود شدن دامنه فعالیت شرکتهای بزرگ ایرانی بوده است. از منظر منابع انسانی، تأثیر این شرایط حتی ملموستر است. در حالی که جهان به سمت مدلهای کاری منعطف، دورکاری و همکاریهای فرامرزی حرکت کرده، بسیاری از شرکتها و هلدینگهای ایرانی به دلیل نبود اینترنت پایدار، ناچار به حفظ ساختارهای قدیمی و غیرمنعطف شدهاند. این مسئله نهتنها مانع جذب نیروهای متخصص و جوان شده، بلکه باعث مهاجرت خاموش نیروی انسانی کارآمد به بازارهای خارجی یا فعالیتهای غیررسمی شده است. در چنین شرایطی، اینترنت به جای افزایش بهرهوری نیروی کار، به عاملی برای بیانگیزگی، اتلاف زمان و فرسودگی شغلی تبدیل شده است. در حوزه بازاریابی و توسعه بازار نیز اینترنت نقشی دوگانه و متناقض ایفا کرده است. از یکسو، بستر آنلاین همچنان تنها راه ارتباط بسیاری از کسبوکارها با بازار است، اما از سوی دیگر، محدودیتهای دسترسی به شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای بینالمللی، عملاً قدرت رقابت برندهای ایرانی را کاهش داده است. بسیاری از هلدینگها که سالها برای ساختن تصویر حرفهای و قابل اعتماد در فضای دیجیتال سرمایهگذاری کرده بودند، امروز با کاهش دیدهشدن، افت تعامل و محدود شدن کانالهای ارتباطی مواجهاند. این مسئله بهطور مستقیم بر فروش، توسعه برند و حتی اعتبار سازمانی تأثیر گذاشته است.
در این میان، هلدینگ اطلس بهعنوان یکی از مجموعههای فعال و چندبخشی، نمونهای از واقعیت امروز فضای کاری ایران است. این هلدینگ، مانند بسیاری از مجموعههای بزرگ اقتصادی، ناچار شده است همزمان با چالشهای ناشی از اینترنت ناپایدار، راهکارهای جایگزین برای حفظ جریان کار و ارتباطات سازمانی تعریف کند. سرمایهگذاری در زیرساختهای داخلی، تلاش برای یکپارچهسازی سیستمهای مدیریتی و حفظ ارتباط مؤثر با بازار، بخشی از اقداماتی بوده که اطلس برای کاهش آسیبها در پیش گرفته است. با این حال، واقعیت این است که هیچ راهکار داخلی نمیتواند جایگزین دسترسی پایدار و آزاد به اینترنت جهانی شود. آنچه امروز در فضای کاری ایران مشاهده میشود، نوعی «ایست موقت اما طولانیمدت» است؛ وضعیتی که در آن کسبوکارها نه کاملاً متوقف شدهاند و نه امکان رشد واقعی دارند. اینترنت، که در جهان موتور شتابدهنده اقتصاد است، در ایران به گلوگاهی تبدیل شده که عبور از آن پرهزینه، زمانبر و گاه ناممکن است. هلدینگها، بهعنوان بازیگران اصلی اقتصاد، بیش از همه این فشار را احساس میکنند؛ چرا که هر اختلال، در مقیاسی بزرگتر و با اثرات زنجیرهای ظاهر میشود.
در نهایت، میتوان گفت تأثیر اینترنت بر دنیای کاری و بیزینسی ایران، بهویژه در سطح هلدینگها، بازتابی از وضعیت کلی اقتصاد کشور است: ظرفیت بالا، نیروی انسانی توانمند و تجربه مدیریتی وجود دارد، اما بستر لازم برای حرکت روان و پایدار فراهم نیست. تا زمانی که اینترنت در ایران از یک ابزار نامطمئن و محدود، به زیرساختی پایدار، قابل پیشبینی و حرفهای تبدیل نشود، نمیتوان انتظار داشت هلدینگها نقش واقعی خود را در رشد اقتصادی، اشتغالزایی به زیرساختی پایدار، قابل پیشبینی و حرفهای تبدیل نشود، نمی به زیرساختی پایدار، قابل پیشبینی و حرفهای تبدیل نشود، نمیتوان انتظار داشت هلدینگها نقش واقعی خود را در رشد اقتصادی، اشتغالزایی و توسعه پایدار ایفا کنند.
تاریخ خبر : 13 بهمن 1404



